X
تبلیغات
رایتل
تقارن بلوری

Sodom & Gomorrah I see you’re back in town And though you build a wall around you The multitude still will find you
آرشیو
موضوع بندی

چهارشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1388
حرمسرای دوربین

دیدن این لیست کتاب­‌هایی که همیشه پیش از مردن باید خواند من را نابود می­کرد. همیشه آن­‌قدر  کتاب نخوانده آن تو بود که باید می­خواندم که دلم درد می­‌گرفت. اما لیست­‌های سینمایی دیگر این­طوری نیستند. همیشه می­‌توانم فیلم­‌هایی که باید ببینم و ندیده­‌ام را بشمارم، داستان اگتسو، مصائب ژاندارک، سانجورو، مرد با دوربین فیلمبرداری، الکساندر نوسکی و حدود پنجاه شصت فیلم دیگر. برای همین است که اگر الان وقتی پیدا کنم می­‌شود مال این فیلم­ها، از ملویل تا ندیده­‌های جدیدتر.

اما مرحوم کیومرث پیشنهاد کرده که یک لیست از 10 فیلم معاصر، یعنی دهه اول هزاره جدید، بنویسم که توی لیست ده­‌تایی من هستند. نوشتنش خیلی سخت است. اما چیزی که کار من را برای انتخاب راحت کرد، این بود که این 10تایی که می­‌نویسم فقط و فقط دلایل شخصی برای انتخابشان وجود دارد، از یک تصویر ماندگار تا خاطره­‌ی دیدن فیلم تا خیالاتی که فیلم آورد و بقیه چیزها. گول نوشته­‌های زیر هر فیلم را نخورید. این یک لیست خیلی شخصی است. تا آن حد که می­توانم در پست بعدی­‌ام، خودم اختگی این نوشته را به رخ خودم بکشم.

 

1-      شهر اشباح

عجیب است که لیستی بنویسم و شهر اشباح داخلش نباشد. شهر اشباح نهایت سینماست. در قدم اول، این فیلم چیزی بیشتر از انیمیشن صرف است، شهر اشباح همشهری کین کارتون­‌هاست. میازاکی با این فیلم آخرین بقایای هرچه اختلاف بین انیمیشن و سینمای «عادی» بود را پر کرد. از تصاویر دلنشین 12 فریم در ثانیه­‌ای، تا انبوهی شخصیت غریب و نو تا آخرین بقایای شکوه فرهنگ یک کشور در حال نابودی، همه چیز این فیلم بیش از حد به کمال رسیده است. صحنه­‌ی مورد علاقه؟؟ قطار.

2-      هزار توی پن

هزارتوی پن قبل از  هر چیزی یک ارزش بسیار مهم دارد و آن این است که به مشکل مضحک تلفیق ژانرها غلبه کرده است. دو ژانری که توی این فیلم بر خورده­‌اند هیچ وقت با هم دعوایشان نمی­‌شود، چون قبول کرده­‌اند هرکدام مرز خودشان را دارند. به علاوه نوع داستان پردازی و در کنار هم قرار گرفتن ژانرها، حفره­‌های هرکدام را پر می­کند. چه راه دیگری وجود داشت که بتوان تماشاچی را مجبور کرد برای بار هزارم داستان قورباغه زیر درخت را گوش کند؟

3-      ماچان

یک کارگردان گمنام ایتالیایی بار و بندیلش را دنبال خودش تا سریلانکا می­‌کشاند تا فیلمی راجع به یک مشت حلبی­‌آبادنشین بسازد که تلاش می­‌کنند خودشان را به جای تیم هندبال سریلانکا جا بزنند. کارگردان گمنام ایتالیایی، امبرتو پازولینی، چیزی بیرون می­‌دهد که ایده­ی حیرت­‌انگیز اولیه فیلم در مقایسه با محصول نهایی­‌اش هیچ است. نوعی کمدی که کمدی خالص نیست و همیشه بین کمدی و تراژدی نوسان می­‌کند، مثل فیلم­‌های چاپلین. فیلم را در جشنواره فجر یک سالی دیدم و هنوز دنبال دی وی دی ارزانش می­‌گردم.

4-      بازگشت

بازگشت آلمودوار اصلاً فیلم آلمودواری نیست. نه دوجنسی دارد، نه بارسلون، نه خیانت، نه عشق بر بادرفته، نه تفنگ. یک چیزهایی از گذشته دور و پانک­‌ها هنوز توی فیلم هستند. اما در واقع فیلم خیلی قدیمی­‌تر از این حرف‌هاست. آلمودوار این بار واقعاً یک ب-مووی واقعی ساخته است و بالاخره توانسته است فیلم­های ملودرام اشک­‌درآور را آبرودار کند (از دید شما البته، وگرنه برای من که آن­ها همیشه آبرو داشته­‌اند)

5-      اینک بهشت

روایت نفس­‌گیر یک بمب گذار انتحاری اصلاً داستان ساده­‌ای نیست. اتفاقاً این فیلم از معدود فیلم­‌هایی است که تا آخرین لحظه می­تواند بی­‌طرفی خودش را نسبت به قضیه حفظ کند، چون هیچ‌کس هنوز نمی­‌داند که نسبت به این بمب­‌گذاران باید چه موضعی گرفت. روایت دسته اول داخل فلسطینی. همین که از داخل آن خاک خونین فیلمی بیرون بیاید عجیب است، چه برسد به این که داستانی تا این حد مشکل را به این خوبی تعریف کند.

6-      درباره الی

درباره الی گفتن ندارد. یکی از بهترین فیلم­‌هایی است که در عمرم دیده‌­ام. ازقدرت کارگردانی و فیلمنامه نویسی فرهادی تا بازی مانی حقیقی. از قضاوت فیلم راجع به قضاوت کردن تا همه چیز فیلم

7-      اشباح گویا

میلوش فورمن یکی از بهترین فیلم­‌های عمرش را در پیری ساخت. حکایت نقاش منفعلی که در میان همه بالا و پایین­ شدن­های سیاسی دوران خودش ایستاده و تماشا می­‌کند با بازی حیرت­‌انگیز خاویر باردم در نقش کشیش  سابقی که به طرز عجیبی ایران را به خاطر می­‌آورد و ترکیب نقاشی و موسیقی و سینما.

8-      وعده­‌های شرقی

وعده‌­های شرقی به نظرم ایستگاه نهایی کروننبرگ بود که از آن فیلم مزخرف رابید* شروع کرد و قدم قدم آمد جلو تا بالاخره وعده­‌های شرفی را ساخت. عبارت مزخرفی است این «شاعر خشونت»، اما وقتش شده که مدالش را از سینه سام پکین پا بکنیم و بدهیم به کروننبرگ

9-      پنهان

فیلم­های هانکه همه­‌شان کابوس هستند. از لحظه­ای که فیلم شروع می­‌شود می­‌توان مطمئن بود که دو ساعت زجر خالص در پیش است و راهی برای فرار از آن نیست، مگر آن که بیدارشویم/پاوس را بزنیم که می­‌دانیم البته ما اختیارش را نداریم. اما پنهان یک گوهر پنهان است با فضای مرده و خشونت عریانش که هم بازی های خنده دار را به یاد می آورد و هم تمام فیلم های سیاسی تاریخ سینما را

10-   عشق سگی

عشق سگی یک قدم از بیست و یک گرم در فیلمنامه پیچیده عقب­ تر است. اما داستانش حیرت­ انگیزتر است. خیلی راجع به این فیلم تابحال نوشته­ ام.


سه فیلم دیگر هم هست که نمی­‌شود در لیست نباشند. هرکاری که می­کنم کمتر از 13تا را راضی نمی­‌شوم. هیولا و رقصنده در تاریکی شاهکارهایی هستند که قبلاً هم راجع بهش نوشته­‌ام. کیس کیس بنگ بنگ بیشتر از هر فیلمی در دنیا من را خندانده است و فیلمنامه­‌اش چیزی است که فقط توی هالیوود مشابه دارد

11-   هیولا

12-   کیس کیس بنگ بنگ

13-   رقصنده در تاریکی

 و البته درباره بروژ و بوتیک و چهارشنبه سوری و داگویل و دپارتد و سین سیتی که در این لیست جا نشدند و خیلی­‌های دیگه که برای این­که لیستم بیست تایی نشود نمی­‌نویسمشان.

 

پ.ن: کیومرث لیستش را پایین این مطلب کامنت می­‌گذارد. مری و بام و زیرزمین هم اگر یک همچین لیستی بیرون بدهند دیگر عالی است.

ــــــــــــــــــــــ

* شاید هم نه و قبلش فیلم دیگری داشته باشد


Powered by BlogSky.com


where is that?