تقارن بلوری

Sodom & Gomorrah I see you’re back in town And though you build a wall around you The multitude still will find you
آرشیو
موضوع بندی

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
محیط زیست رست

۱. دنیای لیبرال هر روز بیشتر از دیروز تلاش بی پایانی می‌کند تا ثابت کند که هیچ رقیبی ندارد و تنها گزینه‌ی ممکن است. نوعی اصرار بیش از حد وجود دارد تا ثابت کند که اولاْ هیچ کسی دیگر به گزینه دیگری معتقد نیست و ثانیاْ تلاش می‌کند تا به افرادی ثابت کند که نباید به گزینه دیگری معتقد بود. این تناقض گویی در مملکت پرگهرمان به یمن دگم‌اندیشی تاریخی و استبدادزدگی روان ایرانی و کس‌شعرهایی از این دست به شدت حاد شده است.

۲.  اگر کسی به رستاک یا شهروند امروز، بلندگوهای ایدئولوژیک نولیبرال‌های ایرانی، سر بزند از حجم مقالات زیادی که بر ضد روشنفکران و در دفاع از آکادمی است تعجب خواهد کرد. لازم به ذکر نیست که علیرغم تمام اصراری که این نویسندگان، از نیلی تا صادق الحسینی، بر طبقه‌بندی و تعریف روشنفکر دارند مصداق این دو کلمه کاملاْ واضح است. روشنفکر یعنی ناقد و نافی قدرت و آکادمیسین یعنی متفکر در فضای ناکجاآبادی بیطرفی. آرزوی تمامی طرفداران جریان روشنفکری دینی و اقتصاد آزاد (که شرایط تخمی جامعه ایرانی آن‌ها را از هم غیرقابل تفکیک کرده است) در ایران همان جمله‌ی معروف اسلاوی ژیژک ؛همه چیز را تغییر بده به جز چارچوب اصلی؛ را است. اتفاقاْ هدف آن‌ها فقط روشنفکر به معنای آدم باسواد نیست. بلکه تمامی مواردی را مانند اقلیت‌های جنسی، صاحبان موهای بیرون از روسری و حتی راننده‌های بی احتیاط نیز دربرمی‌گیرد. فصل مشترک تمام این موارد شورش آگاهانه یا ناآگاهانه بر علیه نظم نمادین ج.ا.ا است. اگر کسی دایره‌ی کلی این نظم نمادین را بپذیرد، حداقل روشنفکر دینی-حافظ لیبرال کاری با او ندارد. مهم چارچوب است.

۳. در دایره‌المعارف اقتصاد ایرانی بعضی کلمات تعریف نشده‌اند. مثلا‌ آلودگی هوا.  البته گاهی هم می‌توان چیزهایی پیدا کرد که مثلاْ ارتباط آلودگی را با سوسیالیسم شرح بدهند یا در مورد عوارض چرنوبیل صحبت کنند و یا این که ابلهانه در مورد نیازهای بازار و ارتباط آن با محیط زیست صحبت کنند.

آن چیزی که در زیر می‌خوانید از چند کتاب درسی(البته graduate) محیط زیست استخراج شده است. چیزی که در این وسط برای من جالب بود این بود که تقریباً تمامی موارد کاملا‌ سوسیالیستی و حتی کمونیستی هستند. مصرف اشتراکی، بومی کردن (در مقابل جهانی کردن)، توسعه جهان سوم و از همه جالب‌تر تخصصی کردن محصولات است. این یکی بر خلاف قبلی‌ها که کاملاً بار اقتصادی دارند اصولاً مساله‌ای فرهنگی است. برخلاف بقیه که فقط در زیربنا می‌مانند و به رو نمی‌ایند، این یکی با بقیه فرق دارند و برخلاف بقیه قابل حل شدن در جامعه نیست. این یکی لذت مصرف را به چالش می‌کشد.

و البته این نکته قابل ذکر است که موارد زیر را یک آکادمیسین نوشته است نه یک روشنفکر!

 

اشتراک

بسیاری از طراحی­های برای چرخه­ی عمر یا منتقدین فرهنگ مصرفی از ارزش­های مصرف اشتراکی  محصولات حمایت می­کنند. مثال­هایی از اشتراک­گذاری محصولات توسط مردم در جامعه، اکنون در حال اجرا است که می­توان مثلاً به کتابخانه­ها اشاره کرد. می­توان این اشتراک­گذاری را طوری برنامه­ریزی کرد که به اشتراک همه چیز از کتاب­ها تا ابزار منتهی شود. دایر کردن مراکز جامعه محور بازمصرف یا اشتراک/امانت روشی برای تشویق اشتراکی کردن محصولات است. محصولات اشتراکی انواع خاصی از نگرش­های اجتماعی را ایجاد می­کند و نیازمند تغییرات اجتماعی است. جنبش خانه­های اشتراکی[1] در دانمارک و سوئد ایجاد کننده­ی موقعیت­هایی است که افرادی که نزدیک به یکدیگر زندگی می­کنند، به شیوه­هایی مشترک کردن محصولات را تسهیل می­بخشند. این مساله همچنین تاثیر شگرفی بر روی طراحی محصول دارد که از جمله می­توان نیاز به طراحی استوارتر، چرخه­ی عمر طولانی­تر و شخصی سازی بیشتر برای کاربر نهایی اشاره کرد.

طراحی برای تعمیر توسط کاربر نهایی

محصولاتی که نیازمند تعامل کاربر و تعمیر و نگهداری مداوم هستند، منجر به سازنده­-صاحب(هایی) می­شود که دارای نگرش تکوین شده­ای هستند. این نگرش باعث ساده شدن درک عملکرد چیزها، تهیه­ی دستور رفع عیب، تعمیر و  جایگزینی قطعات می­شود. دخیل کردن کاربر نهایی در تعمیرات باعث افزایش عمر محصول و بیشتر شدن ارزش محصول در نزد صاحب می­شود. اما طراحی محصولات برای کاربر نهایی در تضاد با اکثر رویکردهای کنونی طراحی است و نیازمند تغییرات زیاد طراحی برای ساده کردن عیب یابی، دمونتاژ، تعمیر و مونتاژ است.

شریک شدن کشورهای در حال توسعه در طراحی برای چرخه­ی عمر

"جهانی سازی بازارها همچنین باعث گسترش مدل صنعتی­شده­ی توسعه (شیوه­ی زندگی، رفتار و الگوهای مصرف) به کشورهای در حال توسعه شده است. با رشد جهانی جمعیت لازم است که کاهش 90 تا 95 درصدی در مصرف و استفاده از منابع در 50 سال آینده صورت گیرد تا دردسترس بودن منابع برای آینده حفظ شود. این کاهش در استفاده از منابع در صورتی ممکن است که کشورهای در حال توسعه کیفیت بالاتری از زندگی را با منابع کمتری-در مقایسه با وضعیت کنونی کشورهای توسعه یافته- طراحی کنند. کشورهای توسعه یافته باید مصرف منابع را تا حد 5 درصد سطح کنونی کاهش دهند. آشکار است که برای حصول به این اهداف تغییرات تکنیکی، فرهنگی و اجتماعی لازم خواهند بود. این مساله تاثیر فراوانی بر روی طراحی چرخه­ی عمر محصول خواهد داشت.

محلی شدن تولیدات و بازارها

پاپانک[2] درخواست محلی شدن تولید و بازار محصولات را در آمریکا به منظور کسب سودهای اجتماعی و زیست محیطی مطرح می­کند. نیاز دیگری که بر خلاف گرایش­های کنونی است. محلی شدن تولید و بازار محصولات منجر به سودهای زیست محیطی فراوانی می­شود. از جمله می­توان به کاهش حمل و نقل و کوچک شدن مساحت جغرافیایی برای بررسی تاثیرات زیست محیطی اشاره کرد. انعطاف­پذیری زیرساخت­های تولیدی پراکنده و گوناگون منافع اقتصادی گوناگونی نیز خواهد داشت، از جمله توان بالقوه برای افزایش گوناگونی محصول و بهسازی منطقه­ای محصولات. محلی سازی همچنین نیازمند ابزارهای طراحی چرخه­ی عمری است که بتوانند تصمیمات طراحی و تولید را برمبنای منابع دردسترس محلی و سرمایه­های زیست محیطی اتخاذ کنند.

 

 



[1] cohousing movement

[2] Papanek


Powered by BlogSky.com


where is that?