X
تبلیغات
رایتل
تقارن بلوری

Sodom & Gomorrah I see you’re back in town And though you build a wall around you The multitude still will find you
آرشیو
موضوع بندی

پنج‌شنبه 26 مهر‌ماه سال 1386
The answer my friend, is blowin in the wind
1. چه علاقه ای است که به خودتخریبی داریم؟ این همه حرف های قربانی سرنوشت و جوان ناکام اصولا باید آدمهای چهارده ساله باشد نه ما. مگر نه که ما باید کمی بزرگ تر باشیم؟ منظور از ما، همه ی ما است. این اسطوره ی موفقیت اگر شکسته شود خیلی خوب است اما قرار است لذت جای آن بنشیند، نه غر زدن مداوم.

2. این چیزها چطوری مد می شوند؟ مثلا یک ساندویچی چرکی لجن یکهو این همه مشتری جذب میکند؟ به خصوص این نشاط توی ستارخان با اون ساندویچ تخمیش.

3. چرا نظرات حسین درخشان یک شبه تغییر کرد؟ یا او از این حرف هایش خجالت می کشد؟

4. چرا صریح گفتن حرف ها سخت است؟ باید راحت تر باشد از دروغ گفتن. چون دروغ گفتن آدم را بدجوری به گه خوری می اندازد و آدم آرزو می کند کاش همان چند ماه پیش راستش را گفته بود. ولی برای دفعه دهم هم که باشد، آدم همان اشتباه اولی را تکرار می کند و هی به خالی بستن ادامه می دهد.

5. این فرم هنری داستان در داستان که یک نفر یک داستان می نویسد و بعد زندگی خودش و داستانش در هم گره می خورند یعنی چی؟ اصلا از کجا آمد؟ چرا این همه زیاده؟ ریشه اش کجاست؟ این inland empire را ما هیچی نفهمیدیم. علاوه بر nتفیلم دیگه. قصه ها هم که دیگه هیچی. کار این ماجرا به جایی رسیده که اون یارو مستور هم از این تکنیک ها میزنه.

یکشنبه 22 مهر‌ماه سال 1386
عودت عادت
این که کتاب های روانشناسی موفقیت آمریکایی در ایران جا باز کرده اند دیگر جای شک ندارد. در واقع اسطوره ی موفقیت و پیشرفت آمریکایی جای خودش را در همه جای دنیا باز کرده است و اینجا هم حسرت موفقیت خیلی ها را به سمت این اسطوره- و به خصوص نوع راحت آن یعنی موفقیت در یک روز و ازدواج در پنج روز و ثروتمند شضدن در سی و سه ساعت- کشانده است. ماجرای گلدکوئست هم که یکی از تحسین برانگیزترین استفاده ها از این ایدئولوژی بود هم ترکیب موفقی از تمایل به این مدل دم دستی روانشناسی و تمایل به موفقیت بود و بنابراین قوت گرفتن آن هیچ حای تعجبی نداشت.
حتی این که خیلی از این جلسات حالا در مسجدها و حسینیه ها برگزار می شود هم جای تعجبی ندارد. بالاخره اینها هم یکجوری امتداد همان ژاپن اسلامی هستند و البته برگزاری این جلسات در آمریکا هم در کلیساها رایج است.
شعار سلامت-موفقیت-ثروت به جنبه های مختلفی و در همه ی جنبه های زندگی آمریکایی ( و حسرت و میل آن در زندگی ما) جریان دارد و این کتابها و جلسات روان شناسی صرفاً یک نمود از آن هستند. مثلاً چرخش تم داستانی و کاراکترهای سریال محشر friends از فصل اول آن تا فصل ششم هفتم یکی از نمونه های رونق گرفتن این ایدئولوژی است که به نوعی امتداد ایماژ دهه پنجاه آمریکایی است که بعد از شصت و هفتاد طوفانی، کم کم از میانه دهه هشتاد اوج می گیرد و در دهه نود ایدئولوژی غالب می شود.
اما چیزی که من هرگز ندیده بودم، تاکید بر هر نوع سکون در این مدل های زندگی بود. امروز در ستارخان یک آگهی برای جلسات تقویت تفکر و حافظه دیدم که شعار آن «رسیدن به موفقیت، سلامت، آرامش، عادت، ثروت و ازدواج» بود. همه اش درست. این عادت آن وسط چه می کرد را نمی دانم. شاید نوعی اسلامیزه کردن فرهنگ آمریکایی( و این بار آمریکای اسلامی) باشد که عادت به معنای حفظ سنت است و شاید هم نوعی روش جدید مدیتیشن که قرار است یائسگی را به تاخیر بیندازد.

پنج‌شنبه 5 مهر‌ماه سال 1386
read carefully
1.

something never loose it's originality

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=11493

2.

and also

http://president.taghikhani.ir/1386/07/05/che/


Powered by BlogSky.com


where is that?