X
تبلیغات
رایتل
تقارن بلوری

Sodom & Gomorrah I see you’re back in town And though you build a wall around you The multitude still will find you
آرشیو
موضوع بندی

چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1385
یجنگ ربکا (بر عکس بخوانید)

صحبت‌ها از گذشته گنجی از روی دشمنی نیست. شاید باورکردنش مشکل باشد که او این‌قدر عوض شده باشد. ولی دلیل اصلی نگرانی از این است که گذشته‌ی او مثل سابقه‌ی اصلاح‌طلبان یک روزی او را زمین نزند.

این مسعود ده‌نمکی فیلم مستند جدیدی ساخته است در مورد استقلال-پرسپولیس که حیرت آور است. من اوائل فیلم را ندیدم و اسم فیلم را نمی‌دانم. ولی فیلم به طرز معجزه‌اسایی از تبدیل شدن به یک اثر اشک‌الود(موضوع فیلم تلفیق صحبت های تماشاچیان و زندگی دستفروشان دور ورزشگاه است) فرار کرده است و درعین حال تمامی قدرت خودش را در تاثیرگذاری(و تاثربرانگیزی) حفظ کرده است. و این جز از کارگردانی بسیار توانا برنمی‌اید. موقع تماشای مستند همه اش منتظر اسم کارگردان در انهتای آن بودم و وقتی اسم مسعود ده‌نمکی را دیدم آه از نهادم بلند شد که چه پیشرفتی کرده است. فرم فیلم خرق‌العاده است. از ترکیب تکنیک‌های سینماوریته(دوربین روی دست، پلیس بهشان گیر می‌دهد و دوربین زمین را می‌گیرد و به سبک فیلم‌های معاصرتر برش‌های کوتاهی از جزییات صحنه) با نمادپردازی شاعرانه(ثانیه شمار چراغ قرمز صفر می‌شود ولی چراغ همچنان قرمز می‌ماند و دوربین ناگهان زوم اوت می‌کند). ده نمکی از هیچ‌چیزی نگذشته است. فیلم طنز تلخ و گزنده‌‌ای داردـ. جایی داخل اتوبوس از طرفداران پرسپولیس می‌پرسد که چه حرفی برای خانواده‌های کشته‌شدگان بازی ایران ژاپن دارند و یکی می‌گوید مواظب بروبچشان باشند!. فیلم کاملاْ دینامیک است و سراغ هیچ کدام از مسوولین و جامعه‌شناسان و بقیه‌ی جماعت حراف نمی‌رود. حی جایی هم که صحبت مردم عادی-آن‌هایی که در بطن ماجرا هستند- را می‌شنویمُ یا در مکان کاملاْ شلوغ است و یا صدا روی تصویر است. انگار که نسخه ایرانی آلن رنه یا ژان روش فیلم ساخته است.

اما هنوز من از نکته‌ی شگفت‌انگیز کار ده‌نمکی صحبتی نکرده‌ام. گذشته از ظرافت بی‌نظیر کار ده‌نمکی، وقتی بفهمیم که با فیلمی از یک «انصار حزب‌الهی« طرف بوده‌ایم،کف می‌کنیم که چگونه او فیلمش را با شعری از فروغ تمام می‌کند، که سراغ آقایی با سبیل و عینک می‌رود که در مورد آگاهی توده‌ها(با همین لفظ) سخنرانی می‌کند، که چگونه در یکی از لحظات درخشش تکنیک این فیلم، کتاب‌هایی از مخالفانش را نشان می‌دهد. به نظرم دو حالت وجود داشته است. یا ده‌نمکی عوض شده است یا صنعت رسانه‌ای اصلاح‌طلبانـ(و آن صبح امروز بی‌پدر و همین گنجی) در مورد او بهع ما دروغ گفته‌اند.

هر کدام از این دو حالت که باشد، تفاوتی نمی‌کند. حتی اگر او عوض نشده باشد و کماکان با فروغ و چپ غیردینی و کتاب مشکل داشته باشد نمی‌توان انکار کرد که او اثری کاملاْ دموکرات ( و همزمان بسیار رادیکال) بیرون داده است. واقعاْ جای تبریک به او دارد که این چنین جرات کرده ساختارهای خودساخته‌اش را بشکند و فیلمی بسازد که با حجم بالایی از عقایدش همخوانی دارد و در عین حال یادش بوده که حرف‌هایی که می‌زند مال دیگرانی هم بوده که مثل او نبوده اند ولی با او دغدغه های مشترک داشته‌اند و خودآگاه یا ناخودآگاه از آن‌ها هم یادی کرده است. . تبریک آقای ده‌نمکی! تبریک! اول برای قریحه‌ی فیلمسازیتان و بعد برای پایدارماندن در نظرتان و دست‌اخر برای اینکه اولین نفری شدید که ما را کمی آدم حساب کردید.

حالا این روضه چه دخلی به گنجی دارد؟ مسخره به نظرتان نیاید، ولی آن فیلم را با این جمله‌ی گنجی مقایسه کنید که گفته او قرار است مبلغ روحانیون دموکرات مثل شبستری و کدیور باشد. و بعد به این فکر کنید که گذشته گاهی مهم است و گاهی نه. و دست اخر هم به این‌که به ما حق نمی‌دهید در مورد گنجی مشکوک باشیم؟ انتظار ندارید قهرمان ملی‌تان، حداقل اندازه‌ی کسی که او را زمانی متهم به طرفداری از «گفتمان منجر به کشتمان« کرده بود، به غیرهمفکرانش احترام بگذارد؟ این موضع وقتی نا امیدکننده‌تر می‌شود که یادمان بیفتد که گنجی واقعاْ قهرمان ملی ماست.

پ.ن: اگر کسی اسم این فیلم ده نمکی را می‌داند لطفاْ کامنت بگذارد. وقتی کاملش را دیدم یک نقد مفصل در موردش می‌نویسم.


Powered by BlogSky.com


where is that?