X
تبلیغات
رایتل
تقارن بلوری

Sodom & Gomorrah I see you’re back in town And though you build a wall around you The multitude still will find you
آرشیو
موضوع بندی

یکشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1384

هدف بورژوازی بر خلاف آن‌چه برخی تصور می‌کنند پول نیست، بلکه تحقق بخشیدن به ایده‌ی آینده در تمامی صور مختلف آن-صور سیاسی، صنعتی، هنری- است.

بودلر

 

در دانشکده­ی ما اخیراً یک انجمن آلترناتیو برای انجمن علمی درآمده که خودشان می­گویند مدلشان را از آبادگران برداشته­اند. اسمش هست تلاش و توسعه. البته پایه کارش تماماً علمی است و تمام حمایت حکومتی هم که می­گیرد صرفاً از طریق یکی از استادها- با عقاید مشابه- است( نحوه ایجادش و رابطه­اش با سلف­های خودش عیناً مدل آبادگران است، شیوه کاریشان را نمی­دانم).

 

چندروز پیش یک جلسه داشتند که دستور جلسه­ی آن «آینده پژوهی» بود. به این که چقدر این جلسه خنده برانگیخت و این که اصلاْ آینده‌ پژوهی یعنی چی کار ندارم و حتی از انگیزه‌شان برای گذاشتن جلسه‌ای با این عنوان مسخره بگذریم. نکته­ای که برای من خیلی مهم است این است که دقیقاً چه آینده­ای مطلوبشان است؟ این طرفداران اصیل(به معنای، واقعاً معتقد) ژاپن اسلامی موقعی که حین صحبت در مورد کارهای شدیداً تاثیرگذاری مثل کلاس

ansys احساس می­کنند دارند سهمشان را در ساختن آینده­ ایفا می­کنند تصورشان از آینده چیست؟

 

شاید همان مدینه فاضله­ی اسلامی؟ غیر از این که کنار همین کارهای مثلاً علمیشان دارند طرح بهبود سیستم اتوبوس­رانی را پیاده می­کنند؟(چندتا دانشجوی سال دومی مواد که هنوز حتی اقتصاد مهندسی هم پاس نکرده­اند). کارشان نسبتا عظیم و با کلی امکانات و فضا و شاید پول شروع شده است. پس شاید بشود به آن گفت برج بابل ساختن یا شاید هم سران آن مثل فاوست(یا شاید سائورون) روی برجشان ایستاده­اند و دارند دنیای اطرافشان را متحول می­کنند. تازه احتمال آمریکا هم سرجایش است. شعارهایی که در و دیوار آن­جا را پر کرده کاملاً آمریکایی است و آدم فکر می­کند از این پرفروش­های آمریکایی مثل «کارآفرینی یک دقیقه­ای» یا «اعتماد به نفس برای پیشرفت» برداشته شده است. کنار این شعارها، دعاهای مذهبی و دستور حفظ اخلاق از نوع منکراتی هم  روی دیوارها هست که ترکب بامزه‌ای را -اگر به منشا آن‌ها توجه کنیم- به وجود آورده است! آمریکای اسلامی که دیگر ربطی به اول انقلاب ندارد و معاصرتر ایجاد شده است.


یا واقع­بین باشیم؟ چیزی غیر از مدرنیته­ی نصفه نیمه­ و قروقاطی ما، که از زمان شریعتی به این طرف دامن مذهبی­ها را هم گرفته است؟

 

 

 


Powered by BlogSky.com


where is that?